X
تبلیغات
مجموعه مقالات حسابداری و مدیریت - تامین مالی بلندمدت

مجموعه مقالات حسابداری و مدیریت

مجموعه مقالات حسابداری فارسی و انگلیسی

تامین مالی بلندمدت

تصمیمات تامین مالی بلند مدت

شرکت در تامین نیازهایش به منظور تامین مالی  بلند مدت می تواند بین یکی از موارد زیر انتخابی داشته باشد:  1- منابع حقوق صاحبان سهام            2- بدهی

 ویژگیهای اصلی این منابع در فصل 2 مورد بررسی قرار گرفتند.

بر مبنای این ویژگیها و مشخصات، مدیر مالی باید تعدادی از عوامل را در هنگام انتخاب ترکیب بدهی بلند مدت ، سهام ممتاز و سهام عادی برای تامین مالی  دارایی های شرکت مورد بررسی قرار دهد.

این فصل با معرفی اوراق بهادارخاص، اوراق قرضه قابل تبدیل وگواهینامه حق خرید سهام آغازمیشود.

سپس ما ویژگیها ی طرح تامین مالی  بلند مدت و عناصر ساختاری وام مابین شرکت و بستانکاران اولیه اش (اصلی اش ) را بررسی خواهیم کرد.همچنین ما در این فصل هزینه موثر تامین مالی  بلند مدت را محاسبه خواهیم کرد.

فرایند کلی به منظور آشنا ساختن خواننده با جنبه های تحلیلی و تصمیم گیری  ارزیابی منابع بلند مدت تامین مالی  شرکت مطرح شده است.

توضیحات تکمیلی از کتاب مدیریت مالی و سرمایه گذاری پیشرفته:

منابع  تامین مالی بلندمدت:  داراییهای مورد نیاز شرکت ها باید به نحوی تامین مالی شوند بالاخص زمانی که شرکت ها مراحل رشد خود را سپری می نمایند. ساختار سرمایه شرکت بیانگر روشی است که شرکت نیازهای مالی خود را تامین مالی  نموده است. شرکت یا از سرمایه های بلندمدت نظیر سهام عادی ، اندوخته ها ، سهام ممتاز ، وامهای بانکی اوراق بهادار (قابل تبدیل ) برای تامین مالی  بلندمدت خود استفاده می نماید.

بطور کلی میتوان گفت که وجوه بلند مدت را میتوان جهت تهیه داراییهای بلند مدت و بخشی از داراییهای کوتاه مدت بکارگرفت.در زیرمهمترین روشهای تامین مالی بلندمدت مورد بررسی قرار میگیرند.

سهام عادی :

معمولا ارزش بازاری سهام  شرکت ها ارتباطی با ارزش اسمی آنها ندارد جز زمانی که این سهام  جهت تامین نقدینگی صرف بکار گرفته شوند و در این صورت قیمت انتشاری آن برابر یا بیش از ارزش اسمی سهام  خواهد بود. بعضی از شرکت ها دارای طبقات مختلفی از سهام عادی می باشند که از حقوق مختلفی نیز در خصوص قدرت رای دهی برخوردارند. معمولا بازارهای بورس اوراق بهادار اجازه انتشار سهام  جدید در انواع مختلف را صادر نمی نمایند. بخصوص زمانی که سهام  جدید نامطلوب تر از انواع طبقات سهام  موجود و قبلی شرکت باشد. در مواقع خاص و تحت شرایط معین این اجازه صادر خواهد شد. به دو روش ممکن است که سهام عادی وجوهی را وارد شرکت نماید. اول از طریق پرداخت وجه سرمایه گذاران و خرید سهام  منتشره جدید و دوم از طریق سود ها  و منافع تقسیم نشده . انتشار سهام  جدید ممکن است  تحت شرایط  و به طرق مختلفی عرضه شود:

-    اگر شرکت سهام  جدید را به سهامداران موجود خود به نسبتی معین بفروشد از روش صدور حق خرید بهره گرفته است. برای مثال اگر شرکت 200.000سهم داشته و درصدد عرضه 50.000سهم جدید باشد در این صورت به هر 4 سهم قدیمی 1 سهم جدید عرضه خواهد شد.

-    اگر تعداد سهام منتشره جدید در مقایسه با سهام موجود شرکت کم باشد ممکن است در صدد عرضه آن به سهامداران جدید بر آید چرا که مالکیت شرکت در این حالت زیاد تحت تاثیر سهامداران جدید الورود قرار نخواهد گرفت.

یکی از منابع مهم تامین مالی  شرکت ها سود تقسیم نشده است و شرکت تا حد امکان سعی می کند به جای انتشار سهام  جدید از سود توزیع نشده استفاده کند.

یکی دیگر از روشهای تامین مالی  بلندمدت پرداخت سود سهمی به جای سود نقدی است آن هم زمانی که شرکت  به وجوه  سود تقسیمی نیازمند است. لذا با عرضه سهام  جدید به عوض سود نقدی  ، منافع و سود تقسیم نشده را به سرمایه سهمی منتقل و تبدیل می نماید. یکی دیگر از مزایای سود سهمی علاوه براینکه نوعی تامین مالی بلندمدت است باعث میشود بد لیل اهش قیمت سهم در بازار سهام آن در بازار قابل معامله تر شود.

سهام ممتاز :سهام ممتاز سهامی است که سود سهام  معین و ثابتی را قبل از پرداخت هر گونه سود سهامی به سهامداران عادی دریافت می نماید. سهام ممتاز ممکن است معمولی یا جمع شونده باشد.

در سالهای اخیر توجه زیادی به سهام ممتاز شده است زیرا سود سهام ممتاز بر خلاف بهره وامها مشمول مالیات نمی گردد.  

اوراق بهادار قابل تبدیل:

یک ورقه بهادار قابل تبدیل ، یک ورقه قرضه یا سهمی از سهام  ممتاز است که می تواند به حق اختیار دارنده برگه و به سهام عادی شرکت های سهامی مشابه تبدیل شود.

هنگامی که تبدیل حق اختیار اعمال شود، سهام های عادی نمی توانند به اوراق قرضه یا سهام ممتاز تبدیل شوند. تامین مالی   یک ورقه بهادار قابل تبدیل فقط بر طبق موارد و شرایط خاص شامل عرضه اصل اوراق بهادار می تواند اعمال شود.

نسبت (نرخ) تبدیل و قیمت تبدیل  هر دو در زمانی که اوراق بهادار به فروش می رسند حاصل می شوند که این موارد عبارتند از :

1*- نسبت تبدیل : این نسبت تعداد سهام عادی دریافت شده در نتیجه رویداد تسلیم اوراق بهادار قابل تبدیل به شرکت را نشان می دهد. برای مثال ، یک ورقه قرضه 1000 دلاری به 25 سهم عادی در هر زمان قبل از 30 ژوئن 1991 قابل تبدیل می باشد.

*2- قیمت تبدیل : قیمت تبدیل ، قیمت موثر پرداخت شده سهام عادی هنگامی که تبدیل صورت می گیرد ، می باشد.

سهام دریافت شده÷ ارزش اسمی = قیمت تبدیل

قیمت تبدیل با فرمول زیر محاسبه می شود:

 

برای هر سهم 40 دلار=  25÷1000


برای ورقه قرضه 1000 دلاری قابل تبدیل به 25 سهم عادی ، قیمت تبدیل برابر با 40 دلار برای هر سهم خواهد بود.

ویژگیهای اوراق بهادار قابل تبدیل :

برخی از ویژگیهایی که عموما مرتبط با اوراق بهادار قابل تبدیل هستند عبارتند از :

1)  ویژگی بازخرید: اغلب اوراق قرضه قابل تبدیل و یا سهام ممتاز ، قابل تبدیل به حق اختیار شرکت و به یک قیمت مشخص هستند.

2)  حمایت در مقابل کاهش ارزش: اغلب اوراق بهادار قابل تبدیل  دارای یک اندوخته (ذخیره) هستند که دارندگان آنها را از زیان یا کاهش ارزشی که در نتیجه تجزیه سهام  ، سود سهمی یا فروش سهام عادی به قیمتهای پایین بوجود می آید، حمایت می کند. در واقع سود سهمی و تجزیه سهام و نسبت تبدیل ، به منظور جلوگیری از کاهش ارزش سهام  بطور اتوماتیک تعدیل خواهد شد. برای مثال ، فرض شود یک سهام ممتاز 100 دلاری قابل تبدیل به 4 سهم عادی می باشد و شرکت تجزیه سهام 1 به 2 اعلام کرده است . بعد از تجزیه ، سهام ممتاز قابل تبدیل به 8 سهم عادی خواهد بود.

3)  صرف تبدیل : قیمت تبدیل معمولا بین 10 تامین 30 درصد بالاتر از قیمت بازار معمول سهام عادی در زمانی که اوراق بهادار قابل تبدیل فروخته می شوند ، انتخاب می شود. صرف تبدیل را می توان بوسیله این فرمول محاسبه کرد:

قیمت بازار / (قیمت بازار قیمت تبدیل ) = صرف تبدیل

 

 

 


بطور مثال ، اوراق قرضه 1000 دلاری قابل تبدیل به 25 سهم عادی است و ما فرض می کنیم که قیمت بازار معمول هر سهم 35 دلار است ، قیمت تبدیل نیز 40 دلار است ، لذا صرف 14 درصد است مطابق فرمول روبروست .                    14/0 = 35÷ (35-40) = صرف تبدیل

توضیحات تکمیلی از کتاب مدیریت مالی و سرمایه گذاری پیشرفته:

اوراق بهادار قابل تبدیل ، قیمت و نرخ تبدیل:

اوراق بهادار قابل تبدیل ، قرضه یا سهام ممتازی هستند که دارنده خود را از اختیار و حق تبدیل دلخواه آنها به سهام عادی شرکت برخوردار می نماید. بنابراین دارندگان این اوراق درآمد ثابتی را کسب می کنند و در صورتی که تبدیل این اوراق به سهام  عادی مطلوب باشد اوراق خود را به سهام عادی تبدیل می نمایند. در حالت کلی بهترین زمان خرید قرضه های قابل تبدیل زمانی است که نرخهای بهره بالا هستند (قیمت قرضه ها پایین هستند) و یا قیمت سهام  نسبتا پایین می باشند. اگر بدین نحو اقدام به خرید شود با افزایش قیمت سهام  و کاهش نرخ بهره قیمت اوراق فوق افزایش می یابد و لذا احتمال سرمایه گذاری موفقیت آمیز افزایش می یابد.. سوال اساسی در تبدیل این است که در زمان تبدیل  چه مقدار سهام  قابل دریافت خواهد بود؟ با تقسیم کردن ارزش اسمی بر قیمت تبدیل هر تبدیل هر سهم می توان تعداد سهام  دریافتی به ازای هر قرضه را محاسبه نمود. به این نرخ ،نرخ تبدیل قرضه گویند. با فرض 29 دلار بودن قیمت تبدیل هر سهم دارنده هر قرضه 1000دلاری چه تعدادی سهام  دریافت خواهد نمود؟                                     4827/34 = قیمت تبدیل ÷ ارزش اسمی = نرخ تبدیل

زمان مناسب تبدیل اوراق بهادار قابل تبدیل به سهام  :

اوراق بهادار قابل تبدیل معمولا از حق فراخوانده شدن برخوردارند، یعنی به شرکت ها حق بر کنار کردن قرضه های موجود خود به قیمتی مشخص قبل از سر رسید داده می شود. قیمت فراخوانی قرضه معمولا بیشتر از ارزش اسمی آن می باشد و طی زمان به تدریج کاهش می یابد. می دانیم که با افزایش قیمت سهام  قیمت قرضه ها و اوراق بهادار قابل تبدیل به سهام  نیز افزایش می یابد بطوری که انگیزه تبدیل به سهام  را در سرمایه گذاران ممکن است از بین ببرد. در این زمان معمولا شرکت ها از حق فراخوانی خود قبل از سر رسید استفاده می کنند و تا دارندگان اوراق قابل تبدیل به سهام  را مجبور به بهره گیری از حق تبدیل نمایند. شرکت ها زمانی که ارزش تبدیل بالاتر از قیمت فراخوانی است دارندگان اوراق قابل تبدیل را مجبور به تبدیل می نمایند. سرمایه گذاران سهام  را بر دریافت بهای فراخوانی ترجیح می دهند چرا که سهام  ارزشمند تر می باشد. این موضوع شرکت ها را قادر به متوازن نمودن نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام  می نماید. و امکان بهره گیری از بدهی های جدید را فراهم می سازد.

چرا شرکتها اوراق قابل تبدیل استفاده می کنند؟

دو دلیل اصلی برای استفاده از شرط قابل تبدیل بودن برای اوراق قرضه یا سهام ممتاز وجود دارد که این دو دلیل عبارت است از :

1-    پایین تر بودن هزینه تامین مالی  : شر ط قابل تبدیل بودن ، هزینه بدهی یا تامین مالی سهام ممتاز را کاهش می دهد.

این شرط برای دارندگان یک فرصت را به وجود می آورد که اگر قیمت سهام عادی شرکت به بیشتر از قیمت تبدیل افزایش یافت آنها در سودهای آینده سهیم شوند. ضمنا دارندگان اوراق بهادار مرتبا هر دوره سود سهام را بعنوان یک درآمد ثابت ، دریافت می کنند. در عوض فرصت سودهای سرمایه که برای دارندگان اوراق وجود دارد ، شرکت قادر است تامین اوراق بهادار را با نرخ بهره پایینتر یا سود سهام  معین عرضه کند تا زمانی که صدور اوراق غیر قابل تبدیل لازم شود.

این موضوع هزینه های تامین مالی  را کاهش می دهد.

2فروش سهام عادی به قیمتهای بالاتر: دومین دلیل اصلی برای استفاده از ویژگی  قابل تبدیل بودن اوراق بهادار این است که سهام عادی به قیمتهایی بالاتر از قیمت بازار جاری فروخته شوند.

در هنگام تامین مالی بلند مدت ، شرکت ممکن است حقیقتا فروش سهام عادی را نسبت به افزودن به سطح بدهی هایش ترجیح دهد. در صورتی که قیمت سهام عادی  بطور موقتی کاهش یابد ، این الزام بوجود می آید که وجوه مورد نیاز از طریق استفاده از تعداد زیادی از سهام عادی تامین شود.

از طریق انتخاب صرف تبدیل ،10 الی 30 درصد بالاتر از قیمت بازار جاری ، شرکت زمانی که اوراق بهادار بطور موقت ، نسبت به فروش سهام عادی به قیمت کاهش یافته ، تبدیل می شوند سهام  کمتری را منتشر می کند.

اجبار به تبدیل :

اگر قیمت سهام عادی به بیشتر از قیمت تبدیل افزایش یابد ، شرکت می تواند دارندگان اوراق بهادار را مجبور به تبدیل کردن اوراق به سهام عادی کند.(شرکت دارندگان اوراق را به تبدیل اوراق به سهام عادی وادار می کند.)

برای مثال ، فرض شود که قیمت سهام عادی برای یک شرکت به 50 دلار افزایش یافته است و اوراق قرضه 1000دلاری می توانند به 25 سهم عادی تبدیل شوند. همچنین فرض کنید که اوراق قرضه به 1050 دلار قابل بازخرید است . اگر اوراق قرضه بازخرید شود ، دارندگان اوراق قرضه باید ورقه قرضه را به 1050 دلار واگذار کنند یا آن را به 25 سهم عادی به ارزش هر یک 50 دلار و ارزش کل 1250 دلار تبدیل کنند. ماهیتا دارندگان اوراق قرضه ، اوراق قرضه را تبدیل می کنند اگر چه که در نظر داشته باشند تا فورا سهام عادی را بفروشند و اوراق قرضه یک شرکت متفاوت را خریداری کنند. عمل بازخرید یک ورقه قرضه هنگامی که ارزش تبدیل به میزان قابل توجهی از ارزش بازخرید بیشتر است صورت می گیرد.

گواهی نامه حق خرید سهام:

گواهی نامه حق خرید سهام  یک ورقه بهاداری است که دارنده آن را مجاز می کند تا سهام عادی را در طی دوره ای  معین و به مبلغی مشخص خریداری کند. هنگامی که حق خرید اعمال می شود ، دارنده باید گواهی نامه حق خرید سهام  را به شرکت تسلیم کند و برای سهام عادی خریداری شده به قیمت حق خرید ، پول پرداخت کند.

برای چندین سال ، گواهینامه حق خرید به عنوان ابزار سفته بازی نسبت به اوراق بهادار سرمایه ای مورد توجه قرار داشتند چون که گواهینامه های حق خرید سهام  ارزشی غیر از وجود یک حق برای خرید اوراق بهادار دیگر نداشت.

در سال 1970، شرکتهای سهامی مهمی مانند American Telephone and Telegraph و Braniff Airways  اوراق بهاداری با گواهینامه های حق خرید سهام  ضمیمه شده منتشر کردند.

تعدادی از  گواهینامه های حق خرید سهام مورد معامله فعال در بورس سهام  نیویورک ، بورس سهام  آمریکا و بورس هیئت حق اختیار شیکاگو یافت می شود.

استفاده از گواهینامه های حق خرید سهام :

یک شرکت گواهینامه های حق خرید سهام را با اوراق قرضه یا سهام ممتاز به عنوان یک عامل مشوق در تلاش برای رسیدن به یک یا چند مورد زیر ضمیمه می کند:

کاهش هزینه انتشار:  یک شرکت می تواند نرخ بازده پایین تری را با یک درآمد ثابت در مورد اوراق بهادار عرضه کند. اگر گواهینامه های حق خرید سهام ضمیمه کند. گواهینامه های حق خرید یک تعهد و اطمینان تسهیم را در رشد شرکتها و یک ویژگی مطلوب برای دارندگان اوراق بهادار فراهم می آورد.

اگر سهام  عادی شرکت از لحاظ ارزش افزایش یابد ، در دوره قبل از تاریخ انقضاء گواهینامه های حق خرید می توانند مورد استفاده قرار گیرند.

سهام عادی را می توان فورا با یک سود فروخت. در عوض این امکان سرمایه گذاران یک نرخ بهره پایین تری را برای اوراق بهادار با درآمد ثابت می پذیرند.

ریسک بالای نسبی متقابل: بعضی شرکتها اوراق بهاداری را که ریسک قابل توجهی را به بستانکاران عرضه می کند ، منتشر می کنند. این چنین شرکتی ممکن است قار نباشد تا بدون تعهد مشارکت در حقوق صاحبان سهام  استقراض کند در صورتی که شرکت نهایتا موفق است. در این شرایط ، گواهینامه های حق خرید سهام به عنوان یک عامل محرک حقوق صاحبان سهام  مورد استفاده قرار می گیرد که صدور اوراق قرضه را بیشتر مورد توجه قرار می دهد.

2-  افزایش حقوق صاحبان سهام آتی: دقیقا همانند یک ورقه قرضه قابل تبدیل که می تواند به عنوان وسیله ای جهت افزایش سهام عادی به قیمت آتی بالاتر استفاده شود ، گواهینامه های حق خرید سهام نیز می توانند اثرات مشابهی را داشته باشند. قیمت حق خرید معمولا 10 تا 30 درصد بیشتر از قیمت بازار سهام  در زمان انتشار اوراق قرضه انتخاب می شود. اگر سهام عادی از نظر قیمت افزایش یابند ، گواهینامه های حق خرید قبل از تاریخ انقضاء واگذار می شوند و دارندگان گواهینامه های حق خرید ، سهام  اضافی سهام عادی را به قیمت حق خرید خریداری می کنند. البته ، خرید سهام  اضافی ، سهام  در دست سهامداران را افزایش می دهد.

ارزش گواهینامه های حق خرید سهام :

گواهینامه های حق خرید سهام یک ارزش ذاتی دارند که از فرمول زیر محاسبه می شود:

(CSmkt – CSoption)*shares option                                  =  ارزش ذاتی

                                                                      قیمت بازار سهام عادی = CSmkt

                                                                   قیمت خرید حق سهام  = CSoption

                            تعداد سهام  هر گواهینامه های حق خرید سهام= shares option

 

به عنوان نمونه استفاده از این فرمول ، در نظر بگیرید که یک شرکت اوراق قرضه با گواهینامه های حق خرید را عرضه کرده است. هر ورقه قرضه 1000دلاری  5 گواهینامه حق خرید ضمیمه دارد و هر گواهینامه های حق خرید به دارنده اجازه می دهد تا 4 سهم عادی به قیمت هر سهم 30 دلار را خریداری کند. سهام عادی بطور معین به قیمت هر سهم 50 دلار فروخته می شوند . ارزش هر گواهینامه های حق خرید مطابق فرمول زیر معادل 80 دلار است:

هر گواهینامه های حق خرید سهام 80= 4 * (30 50) = ارزش ذاتی       

 

 


ارزش کل 5 گواهینامه های حق خرید ضمیمه شده به هر ورقه قرضه 5 برابر 80 دلار یا 400 دلار خواهد بود. یاد آوری می شود که فرمول ارزش ذاتی اگر قیمت بازار کمتر از قیمت حق خرید باشد ، موجب یک ارزش منفی خواهد شد. در این وضعیت ، ارزش گواهینامه های حق خرید بر اساس انتظارات آتی می باشد و آن فرمول نمی تواند برای محاسبه ارزش ذاتی استفاده شود . هنگامی که ارزش مثبت است ، قیمت فروش واقعی گواهی نامه معمولا بیشتر از ارزش ذاتی آن است. از طرف دیگر عوامل سفته بازی به عنوان عوامل مهمی در دست دارندگان گواهی نامه ها وجود دارند که منجر به افزایش ارزش بیشتر ارزش گواهی نامه ها خواهند شد و گواهی نامه های حق خرید ارزش بیشتری می یابند.

اثرات گواهینامه های حق خرید روی ساختار سرمایه:

استفاده از گواهینامه های حق خرید در تامین مالی  بلند مدت اثرات مختلفی را بر ساختار سرمایه شرکت پس از استفاده از اوراق بهادار قابل تبدیل دارد. اگر یک شرکت یک ورقه قرضه قابل تبدیل منتشر کند و مجبور به تبدیل باشد ، بدهی با حقوق صاحبان سرمایه عوض می شود. (تبدیل می شود) این در مورد اوراق قرضه عرضه شده با گواهینامه های حق خرید درست نیست. وقتی که گواهینامه های حق خرید استفاده می شوند اوراق قرضه شرکت ها کنار گذاشته نمی شوند. در عوض ، دارندگان گواهینامه های حق خرید پول مازادی را در عوض سهام عادی به شرکت پرداخت می کنند. بنابراین ، استفاده از گواهینامه های حق خرید وجوه موجود در شرکت را افزایش می دهد در حالی که بر درآمد ثابت اوراق بهادار در دست مردم تاثیری ندارد. این ویژگی گواهینامه ها ، بر درآمد های آینده هر سهم ، و ساختار سرمایه تاثیر گذار است.

تامین مالی  پروژه های بلندمدت:

بانکهای تجاری ، تهیه کنندگان تجاری وجوه کوتاه مدت برای شرکت های سهامی هستند . در ضمن بانکها و مشارکت میکنند در تامین مالی  بلند مدت طرح های سرمایه ای بزرگ.

در سال 1970 و 1980، شرکت های بیمه ، صندوقهای بازنشستگی و دیگر موسسات مالی ، بانکها را به عنوان تهیه کنندگان وجوه بلندمدت برای شرکت ها سهیم نمودند.

در این بخش ما تامین مالی  بلندمدت را از محل بانکها و دیگر موسسات مالی مشابه مورد بررسی قرار می دهیم.

تامین مالی  پروژه ها: تامین مالی  پروژه ها بر اصول تامین مالی  به منظور یک پروژه سرمایه ای خاص یک شرکت اشاره دارد.

درآمدها و عایدات حاصل از فروش اوراق قرضه ، سهام ممتاز و سهام عادی ممکن است برای تامین هر یک از نیازهای مالی شرکت مورد استفاده قرار گیرند. لذا انتشار این اوراق بهادار ، تامین مالی  پروژه های شرکت را انجام نمی دهند، از آنجا که آنها به مانند وجوه در مقابل فعالیت خاص شرکت ها کافی نیستند.

اگر یک شرکت انبار 4500000 دلاری را با 20 درصد وجه نقد و 80 درصد وثیقه دارایی خریداری نماید یک نمونه از تامین مالی  پروژه اتفاق افتاده است.

تامین مالی  پروژه شامل 900000دلار نقد و 3600000دلار بدهی خواهد بود.

یک نکته اصلی در هر تامین مالی  ، منبع بازپرداخت سرمایه است. اگر یک شرکت وجوه نقد را 900000دلار افزایش دهد،آن شرکت در نظر دارد تا پولش را جبران کند و علاوه بر آن یک سود هم تحصیل کند. اگر یک بانک 3,600,000 دلار پول بپردازد ، آن بانک علاوه بر مبلغ اصل بازپرداخت وام ، مبلغی را هم به عنوان بهره انتظار دارد. دو منبع پرداخت را می توان در تامین مالی  پروژه معرفی کرد:

منبع اصلی پرداخت: این پرداخت اصل مبلغ ، بهره و سود ، در صورت وجود می باشد. هر دو، هم شرکت و هم بستانکارانش در منبع اصلی پرداخت سهیم و ذینفع هستند. به منظور وامهای سرمایه در گردش ، منبع اصلی پرداخت ، تبدیل دارایی ها به وامهای متکی به عایدات خود می باشد. موجودی های کالا و مطالبات (حسایهای دریافتنی ) فروخته می شوند و یا جمع آوری می شوند به عنوان منبع اصلی پرداخت. در تامین مالی  پروژه ها ، ما ملاحظه می کنیم که جریان وجه نفد ایجاد می شود هنگامی که دارایی های سرمایه ای مورد استفاده قرار می گیرد. در مورد انبار 4,500,000 دلاری ، وجوه نقد هنگامی که انبار برای فروش کالاهای فروشگاه به سود مورد استفاده قرار می گیرد، تشکیل و ایجاد می شوند.

جریان وجوه نقد ناشی از دارایی های سرمایه ای ، منبع اصلی پرداخت برای تامین مالی  بلند مدت می باشد.

منبع فرعی (ثانویه) پرداخت:  این مورد فقط بهره در تامین مالی  پروژه برای بستانکاران است. اگر جریان وجوه نقد برای تامین مالی  کافی نباشد، چگونه می توان وام را باز پرداخت نمود؟ در این زمینه دو منبع فرعی مهم را می توان معرفی نمود:

1-  وثیقه: این مورد را می توان به عنوان یک دارایی گرو گذاشته شده به منظور تضمین پرداخت تعهدات تعریف کرد. در مثال ما، انبار گرو گذاشته می شود به عنوان وثیقه ، که بوسیله گرو گذاشتن آن نشان داده می شود. شرکت ها همچنین می توانند دیگر دارایی ها را به عنوان منبع فرعی پرداخت وان به وثیقه بگذارند.

2-  ضمانت: این یک توافق نامه است که به موجب آن یک طرف قرارداد پول استقراض می کند و طرف دوم توافق می کند تا در هنگام ناتوانی در پرداخت وام مسولیت مرتبط با وام را تقبل کند. فرض کنید انبار بوسیله یک شرکت فرعی کوچک از یک شرکت  سهامی بزرگ خریداری شده است . علاوه بر وثیقه ، بانک ممکن است یک ضمانت هم از شرکت سهامی اصلی (مادر) دریافت کند. این یک منبع فرعی اضافی به منظور پرداخت به حساب می آید.

 

ساختار وام برای تامین مالی  پروژه : برای بخش بدهی هر تامین مالی  پروژه ، شرکت باید در مورد ساختار و ویژگیهای وام با موسسه وام دهنده مذاکره کند.بعضی از نکات مورد توجه مهم عبارتند از :

1-  نرخ بهره :  یک  نرخ بهره ثابتی برای وامها وجود دارد که وقتی این نرخ بهره تعیین می شود در طی دوره وام تغییر نمی کند. نرخ شناور یا متغییر زمانی رخ می دهد  که نرخ بهره به شاخص بازار پول و تغییراتی مانند تغییرات شاخص قیمت بستگی داشته باشد. برخی از موارد کلیدی و مهم نرخ بهره متغییر عبارت است از :

A  : نرخ پایه (نرخ اولیه):   نرخ پایه اغلب یک نرخ وام بانکی تعیین شده است که به عنوان یک شاخص بازار پول مورد استفاده قرای می گیرد. هر یک از بانکها نرخ پایه ای را تعیین می کنند و آن بانکها وامها را بر مبنای آن نرخ اعطاء می کنند.

B  : نرخ لیبور(LIBOR) :  نرخ معرفی شده و پیشنهادی توسط بانک لندن یکی دیگر از شاخص های بازار پول است که می تواند توسط بانکهای بزرگ در هنگام اعطای وام به شرکت های بزرگ مورد استفاده قرار گیرد.

C حد بالا:  حداکثر نرخ وام می باشد. به عنوان مثال ، یک وام می تواند نرخی معادل نرخ پایه بعلاوه 2 بالا 15 درصد داشته باشد. اگر در طی دوره وام ، نرخ پایه 18 درصد بشود شرکت باید بهره ای معادل نرخ پایه بعلاوه 2 یا همان 20 درصد را پرداخت کند. در این صورت معادل 20 درصد بهره پرداخت نمی شود به این علت که حد بالا 15 درصد تعیین شده است.

D  حد پایین (کف) :   حداقل نرخ بهره وام می باشد. برای مثال فرض کنید که نرخ بهره معادل " نرخ پایه بعلاوه 2 با کف یا حد پایین 10 درصد " است. اکنون نرخ پایه به 6 درصد تنزل یافته است . نرخ وام هرگز به کتر از 10 درصد کاهش نمی یابد.

 

2-  دوره زمانی: یک دارایی سرمایه ای می تواند عمر مفید خدمتی معادل 15 سال یا بیشتر داشته باشد. در چنین مدتی یک موسسه مالی نمی تواند وامی را با این مدت زمان طولانی (همان 15 سال) اخذ کند. در قراردادهای وام ، دوره وام باید توسط شرکت و اعتبار دهنده مورد پذیرش قرار گیرد. برای موسسات مالی اخذ وام با با دوره های زمانی بیشتر از 7 سال خیلی کم اتفاق می افتد و دوره های 3 تا 5 ساله معمولا رایج هستند. در نتیجه ، بعضی از وامهای تامین مالی  پروژه ها ، وام گیرندگان را ملزم به پرداخت های یک مرحله ای (پرداخت هایی با یک سر رسید معین که فقط یک قسط دارند ) می کند که در آن مبلغ پرداخت نهایی که به میزان قابل توجهی از قسطهای پرداختی وامهای معمولی بیشتر است ، تعیین شده است.

3-کار مزد و مانده های جبرانی :  موسسات مالی ممکن است به شکلهای دیگری غیر از بهره پرداخت شده وامها ، مزایا و منافعی را دریافت کنند. کارمزد، هزینه ای برای انجام خدمات است و ممکن است به صورت یک مبلغ دلاری و یا درصدی از مبلغ وام بیان شود. در یک وام 3,6میلیون دلاری با کارمزدی معادل 5/0 درصد ، وام گیرنده به علت اخذ وام مبلغ 18000دلار را به بانک پرداخت می کند. علاوه بر کارمزد و نرخ های  بهره ، همچنین ممکن است مانده های جبرانی هم در وامها لازم باشند. اندازه و مقدار مانده های جبرانی و کارمزدها باید مذاکره و توافق شود.

 

4-تعهدات: تعهد ، یک شرط معین شده در قرارداد وام است که به موجب آن قرض گیرنده یا وام گیرنده بطور رسمی متعهد به پرداخت های قرارداد شده به وام دهنده می شود. به عنوان نمونه ، کمترین تعهدات نقدی وام گیرنده را ملزم می کند تا حداقل مقدار وجوه نقدی قرارداد شده را در شرکت باقی گذارد. تعهدات بوسیله مدیران برای افزایش احتمال پرداخت در نظر گرفته می شوند و به عنوان بخشی از تامین مالی  پروژه ها مورد مذاکره و توافق قرار می گیرند.

 

هزینه موثر بدهی بلند مدت:

آیا اوراق قرضه ، وثیقه ها ، تامین مالی  پروژه ها یا دیگر اشکال بدهی بلندمدت هزینه مورد انتظاری را برای شرکت به همراه دارند؟

در مورد نرخ متغییر بدهی ، هزینه واقعی با هزینه پیش بینی شده متفاوت است زیرا نرخ بهره واقعی با نرخ بهره مورد انتظار تفاوت دارد.

هنوز هم ، شرکت ها باید هزینه موثر واقعی هر نوع از بدهی های بلند مدت را پیش بینی کنند. رویه انجام این عمل در این بخش تشریح خواهد شد.

محاسبه دوره های پرداخت وام:

هنگامی که یک شرکت وجوه نقد مساوی را بصورت متوالی در زمانهای مشخصی دریافت می کند یا پرداخت هایی که در پایان دوره های زمانی مساوی بصورت متوالی انجام می شود ، اقساط مساوی شکل می گیرند. به عنوان نمونه ، پرداخت یک وام بصورت 500دلار ماهانه و به مدت 24 ماه یک قسط مساوی 500 دلاری می لاشد. در مورد وام ، هر یک از پرداخت های دوره معمولا شامل بهره ای مشخص و مقداری هم به عنوان اصل مبلغ وام که باز پرداخت می شود ، است. هنگامی که یک وام با اقساط مساوی باز پرداخت می شود ، پرداخت های یکنواخت وام وجود دارد.

فرمول ارزش زمانی پول می تواند از طریق برسی ارتباط بین مقدار قرض گرفته شده و مقادیر پرداختی مورد نیاز به منظور باز پرداخت و تصفیه وام ، مورد استفاده قرار گیرد.که فرمول آن به شکل زیر است:

PV = PMT * (1/INT) * (1- 1/(1+INT)n)

ارزش فعلی مقدار استقراض = PV

مبلغ پرداخت هر یک از باز پرداخت های وام = PMT

نرخ بهره برای هر دوره = INT

تعداد دوره ها = n

به عنوان مثال برای استفاده از این فرمول وضعیتی را در نظر بگیرید که مبلغ 500 دلار در آخرین روز هر ماه و به مدت 24 ماه پرداخت می شود. اولین قسط 31 ژانویه است. نرخ بهره 1,5 درصد برای هر ماه است. با توجه به این برنامه و اقساط پرداختی چه مبلغ وام در 1 ژانویه دریافت خواهد شد؟

جواب:

PV=500*(1/.015)  * (1-1/(1.015  )24) = 10,015

n = 24        i=1.5       PMT=500                PV= 10,015

بوسیله فرمولی مشابه می توان مبالغ پرداختی هر دوره را مطابق زیر محاسبه کرد

PMT=(PV*INT)/(1-1/(1+INT)N)

در مورد مثال قبلی ، ما می توانیم مبلغ 500 دلار را برای پرداخت هر دوره محاسبه کنیم:

PMT= (10015* .015)/(1-1/(1.015)24)=500

بعضی از نرم افزار های کامپیوتری بوسیله وارد کردن ترکیب داده ها ، دارای یک تابع موجود هستند که می توان برای محاسبه مبالغ پرداخت قسط وام در هر دوره از آن استفاده کرد. مثلا بصورت زیر:

PMT ( Principal  ,  Interest   ,   Periods )

دوره ها   ،   نرخ بهره   ،  اصل مبلغ وام

آن پرداخت 500 دلار ماهانه را نشان خواهد داد.

جدول 1-17 محاسبات انجام شده برای مبالغ پرداختی دوره ها (مبلغ قسط وام ) را بوسیله داده های ورودی و خروجی که طبقه بندی شده اند نشان می دهد. در این مورد ما وام 200000دلاری را با نرخ بهره ای معادل 9/0 درصد و به مدت 18 دوره در نظر گرفته ایم . قسط های پرداختی این وام در جدول 1-17 نشان داده شده است.

چه چیزی با نرخ متغییر وامها اتفاق می افتد؟

در محاسبات قبلی ما بر اساس نرخ بهره ثابت بهره ، اقساط پرداختی وام را تعیین می کردیم. در مورد نرخ متغییر بهره وام ، راهی برای محاسبه دقیق اقساط پرداختی هر یک از دوره ها وجود ندارد. اگر چه که به منظور اهداف برنامه ریزی ما می توانیم یک نرخ بهره متوسط برای دوره های وام در در نظر بگیریم. این نرخ میانگین به ما مبلغ اقساط پرداختی مشابهی را می دهد که می توان برای مقایسه منابع جایگزین تامین مالی  از آن استفاده کنیم.

مثال: شرکتی مبلغ 1،6 میلیون دلار را به عنوان بخش بدهی تامین مالی  پروژه ای در نظر گرفته است. یک شرکت بیمه آن مبلغ را با بهره 17 درصد سالانه با اقساط و بهره های 3 ماهه عرضه می کند. دوره پرداخت وام 4 سال است.

مبلغ اقساط پرداختی 3 ماهه چه مقدار است؟

ج : 139,856 دلار   مطابق زیر :

0.425           0.17/4=0.425 = نرخ بهره 3 ماهه

PMT=(1'600'000*0.425)/(1-1/(1.0425) ^16=139856

n = 16   i = 0.17/4     PV= 1'600'000       PMT=139856

                                            ستون C          ستون D        ستون E         ستون F         ستون G

: داده های ورودی

                                              مبلغ                دوره             نرخ بهره                  

200,000                                            18               0.009

: داده های خروجی

                                                                دوره ها         نرخ بهره        مبلغ وام           باز پرداخت   

                                                            -------      --------       -------           -------

ردیف داده ها                                              18           0.009           200,000        

ردیف جوابها                                                                                                           12085

فرمولها

PMT= (PV*INT)/(1-(1/(1+INT)^N))

(F40*E40)/(1-(1/(1+E40)^D40)

 

محاسبه مبلغ اقساط وام پرداختی جدول 1-17

محاسبه پرداخت عمده و نهایی اقساط وام در یک مرحله:

در دوره هایی که نرخ بهره پایین است ، بانکها و دیگر موسسات مالی به سختی موافقت می کنند با وامهای بلند مدت.

2 مساله مهم وجود دارد در رابطه با این نوع وام دادن:

الف – استهلاک : این مساله اشاره دارد به فرایندی که کاهش می دهد اصل مبلغ یک وام را بوسیله رشته ای از پرداخت های دوره ای نسبت به وام دهنده. اگر وام بطور کامل تصفیه شود بوسیله پرداخت های دوره ای ما می گوییم وام بطور کلی مستهلک شده است. این مورد با وامهایی که با پرداخت های عمده تصفیه می شود یکی نیست.

ب-دوره پرداخت : این وره بیشتر از آن چیزی است که وام بطور کامل مستهلک خواهد شد . بعنوان یک مثال ، یک شرکت ممکن است یک وام 5 ساله را در یک 15 دوره پرداخت کند. این به این معنی است که پرداخت های دوره ای شرکت  محاسبه می شود به عنوان وامی که 15 ساله بوده است در حالی که وام واقعی برای 5 سال با پرداخت های عمده بوده است.

در محاسبه مبلغ یک پرداخت عمده (پرداخت در یک مرحله) اقساط وام ما می توانیم 4 مرحله زیر را دنبال کنیم:

1-  محاسبه دوره باز پرداخت : استفاده از دوره پرداخت برای وام ، ما محاسبه می کنیم از پرداخت های مرتب که بطور کامل وام را مستهلک می کند.

2-  محاسبه ارزش آتی مبلغ وام که هنوز پرداخت نشده است:  بعد ما اصل وام را در نظر می گیریم و محاسبه می کنیم که ارزش آن چقدر افزایش پیدا می کند اگر در این تاریخ پرداخت نشود. برای یک وام 3 ساله ما تعیین می کنیم ارزش آن را برای 3 سال و در یک وام 5 ساله تعیین می کنیم ارزش آن را برای 5 سال بعد و به همین ترتیب.

3-  محاسبه ارزش آتی باز پرداخت ها: در این مرحله ما پرداخت هر دوره را در نظر می گیریم و محاسبه می کنیم ارزش آن را در پایان دوره ای که وام تما محاسبه می شود. این ارزش مرکب اقساط مساوی است.

4-    کاهش ارزش آتی باز پرداخت ها از ارزش آتی مبلغ وام : تفاوت مرحله 2 و 3 مبلغ پرداخت نهایی قسط وام می باشد.

فرایند تعیین مقدار پرداخت های تک قسطی وام در جدول 2-17 برای یک وام با 3 دوره و 15 درصد هزینه منابع مالی نشان داده شده است.

فرایند تعیین ارزش آتی اصل وام و جریان پرداخت ها شامل فرایند محاسبه ارزش آتی در صورتی که بهره روی اصل مبلغ اولیه تحصیل شود (گرفته شود) و همچنین روی بهره انباشته دوره های قبل.

ما 2 فرمول برای بهره مرکب داریم:

 n                                            ( بهره + 1 ) * (اصل مبلغ ) =  FV برای پرداخت تک قسطی

 

اقساط مساوی   FV= PMT * ((1+INT)N-1)/INT

توضیح و شرح محاسبه پرداخت وام در یک مرحله اجازه می دهد به ما مورد بررسی قرار دهیم یک شرکت را که در صدد خرید 3 میلیون دلار ماشین آلات با عمر مفید 15 سال است.

یک بانک موافقت می کند با تامین مالی  80درصد از قیمت ماشین الات با بهره 18درصد با پرداخت های 6 ماهه و مرکب. وام بصورت 4 ساله و با 10 پرداخت خواهد بود. مبلغ نهایی در 4 سال چه مقدار است؟

دوره

                           3                     2                          1                        0   

ارزش آتی وام                                                                                     اصل مبلغ وام

                                                 با نرخ 15 درصد

 

 

                                               PMT#1                               FV#1

FV#2----------------PMT#2----------

+PMT#3=FV of payment

Both at 15 percent                                                      

 

پرداخت تک قسطی = ارزش آتی باز پرداخت ها- ارزش آتی وام

جدول 2-17 محاسبه پرداخت عمده (در یک قسط) برای یک وام 3 یاله با نرخ بهره 15 درصد

پرداخت 6 ماهه هست مبلغ 262912 دلار

PMT= (2400000*0.9)/(1-1/1.09^20)=262912

Or

N=10*2       i =18/2        pv= 2400000      solve PMT=262912

پرداخت عمده در یک مرحله 1882632

FV=(2'400'000)*(1.09)^8                                           = 4'782'150

FV= 262912 * ((1.09)^8-1)/0.9                                = -2'899'518

 


                                                                                  1'882'632

 

 

n = 8             i = 9       PV= 2400000      Solve FV =  4'782'150

n = 8             i = 9       PMT= 262912     Solve FV = -2'899'518

 


                                                                                  1'882'632

 

جدول استهلاک (جدول باز پرداخت وام):

یک جدول استهلاک وام ارائه می کند لیستی از تمام زمانهای پرداخت ، مبالغ بهره ، اصل مبلغ و مانده آخر دوره برای یک وام. اگر مانده آخر دوره یک وام صفر شده باشد ، جدول استعلاک نشان می دهد که وام بطور کامل مستهلک شده است در طی دوره.

جدول 3-17 نشان می دهد برنامه استهلاک 100هزار دلاری که استقراض شده است و ظرف یک دوره 6 ساله با نرخ بهره متغییر سالانه باز پرداخت شده است. بعضی ازعوامل مهم این فرایند عبارتند از :

1-   دوره های باقی مانده: فرایند باز پرداخت یک وام می تواند در دوره های مختلف باشد . حداکثر زمان دوره وام می تواند 4 دوره باشد اما دوره های باقی مانده محدودیتی ندارد. بنابراین یک پرداخت عمده می تواند وجود داشته باشد اگر وام به پایان رسیده باشد در حالی که یک مانده پایان دوره مثبت را نشان می دهد.

                                                       ستون C    ستون D      ستون E      ستون F     ستون G

تارخ وام ، صفحه ورودی

ردیف 

                                                                     دوره 0         دوره 1      دوره 2        دوره 3

                                                                    --------        -------       -------        ------

12     مبلغ                                                       100،000

 

13    دوره های باقی مانده                                                         6                 5                4

 

14    نرخ دوره                                                                    0.15              0.13          0.11

15   تعداد دوره در سال                                      1

 

جدول باز پرداخت اقساط وام ، صفحه خروجی

 

19   پرداخت                                                                       26،424       25،184      24،145

 

20   بهره مرکب                                                                   15،000       11،515       8،240

 

21   اصل بهره                                                                    11،424       13،669        15،905

 

22  مانده پایان دوره                                      100،000        88،576       74،908         59،003

 

فرمولها:

A t    D 22                                           + D12

A t    E19                                             Pmt(D22,E14, E13)

A t    E20                                             +D22 *E14

A t    E21                                             +E19 – E20

A t    E22                                             +D22 – E21

 

جدول 3-17 جدول باز پرداخت اقساط وام (جدول استهلاک) وام با نرخ بهره متغییر

2-  وامهایی با نرخ بهره ثابت یا متغییر: جدول زمانی نشان می دهد دوره های باقی مانده را در در E13 . این موضوع اجازه می دهد که جدول زمانی استفاده شود برای وامهای با نرخ بهره متغییر که هر پرداخت مجدد محاسبه می شود بر مبنای یک نرخ بهره جدید و دوره های باقی مانده.

بنابراین پرداخت های محاسبه شده در ردیف 19 در هر ستون برای  مانده های پایان دوره بعنوان نرخ بهره دوره و دوره های باقی مانده استفاده می شوند.

3-  محاسبه بهره سالیانه: جدول زمانی تنظیم شده است برای محاسبه بهره دوره . محاسبه بهره باید سالانه باشد. برای دیگر دوره ها ، یک تعدیل باید صورت بگیرد . بعنوان مثال ، برای پرداخت های ماهانه و محاسبه بهره , باید بهره سالانه تقسیم بر 12 شود.

4-  مستهلک نکردن کامل : جدول زمانی تمام می شود با یک مانده پایان دوره مثبت در دوره 4 . بنابراین وام بطور کامل مستهلک نمی شود در این مثال .

هزینه های موثر با حق الزحمه ها و مانده ها :

وقتی که یک قرارداد وام با کارمزد یا مانده های جبرانی به تصویب می رسد ، تجزیه و تحلیل هزینه های موثر باید اثرات هر یک از این اقلام را شناسایی کند. کارمزد معمولا در همان ابتدایی که وام دریافت می شود پرداخت می گردد.مبلغ کارمزد معمولا دامنه ای بین 3 ماه یا 1 درصد مبلغ وام می باشد.

یک مانده جبرانی نیازمند نگهداری معمولا 5 تا 20 درصد از مانده وام در یک حساب بدون بهره در موسسه وام دهنده می باشد. از این رو هزینه موثر وام افزایش می یابد.

مانده جبرانی ممکن است نیازمند اعمال قسمتی از وام که تعریف می شود به عنوان اصل مبلغ وصول نشده .

بعضی از وامها توافق می کنندبه ضرورت یک مانده جبرانی از کل مبلغ تصویب شده وام.

جدول 4-17 نشان می دهد محاسبه هزینه موثر برای یک وام با 0.5 درصد کارمزد و 5 درصد مانده جبرانی از اصل مبلغ در جریان.

نرخ بازده داخلی (IRR ) بکار می گیرد رویکرد آزمایش و خطا را در محاسبه نرخ بازده و معمولا استفاده می شود در بودجه بندی سرمایه ای .

اگرچه که آن می تواند استفاده شود در محاسبه هزینه موثر در جدول.

اصل مبلغ 450،000دلار است و وام مستلزم باز پرداخت سالانه برای 4 سال با نرخ بهره 11 درصد می باشد. سایر اطلاعات مشخص شده است. مدل محاسبه یک جدول استهلاک پرداخت زمانی ، نشان می دهد هر پرداخت را ، بهره و اصل مبلغ و مانده پایان دوره را.

                                                    دوره        دوره            دوره              دوره              دوره

                                                    0               1               2                  3                  4

                                                ------      -----       -----         -----       -------

اطلاعات وام ، صفحه ورودی

مبلغ                                        450،000

دوره های باقی مانده                                          4                     3                        2                     1

نرخ دوره                                                        0.11               0.11                    0.11          0.11

دوره های در طی سال                       1

کارمزد                                          0.005

مانده جبرانی                                   0.05

 

جدول باز پرداخت اقساط وام ،صفحه خروجی

باز پرداخت                                              145،047       145،047            145،047            145،047

بهره مرکب                                               49،500           8،990               27،324               14،374

اصل بهره                                                95،547       106،057            117،723              130،673

مانده پایان دوره                 450،000         354،453        248،396              130،673               0   

 

گردش وجوه نقد

 

مانده اول دوره               450،000

پرداخت                                             (145،047)     (145،047)         (145،047)         (145،047)

کارمزد                        (2،250)

مانده جبرانی               (22،500)           4،777             5،303               5،886                 6،534

پرداخت در یک قسط                                                                                                          (0)

                                ------             -----          ------             -------            ---------

گردش وجه نقد       425،250                (140،270)    (139،744)       (139،161)         (138،513)

هزینه موثر                  0.118

دوره در سال                   1

هزینه سالانه              0.118

 

جدول 4-17 هزینه موثر با هزینه کارمزد

محاسبه هزینه موثر مورد استفاده قرار می گیرد فقط برای جریانات نقدی و تنها به عنوان نرخ بازگشت سرمایه بوجه بندی شده تفاوت بعد از جریانت نقدی را محاسبه می کند. در دوره صفر شرکت دریافت می کند 450000دلار منهای کارمزد پرداخت شده و مانده های جبرانی. در سال اول شرکت باید پرداخت کند 145047 دلار از وام را. بخشی از این تعهد می تواند پرداخت شود بوسیله بازده بهره مانده جبرانی ، هنگامی که اصل مبلغ تصفیه نشده نیازمند یک مانده جبرانی است.

فرمول هزینه موثر به شکل زیر است.:

EFFCOST=@IRR(Guess, Range)

هنگامی که هزینه موثر را تحلیل می کنیم باید نکات زیر را مورد توجه قرار دهیم:

1- محاسبه قبل از مالیات می باشند. این اختلاف تاشی از بودجه بندی سرمایه ی بعد از مالیات ، با بودجه نقدی جاری می باشد.

2- این مورد معکوس بودجه سرمایه ای است. یک روش در محاسبه هزینه موثر این است که نرخ بهره بانک برابر باشد با نرخ بازده وام.

کارمزد و مانده جبرانی افزایش می دهند هزینه وام را.
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 17:17  توسط بشير اولادي  |